X
تبلیغات
باغ بهشت یک سودرگانی

باغ بهشت یک سودرگانی

نیم کیلو باش ولی مرد باش

من ساده رو بگو واسه تو رفتم سربازی

[ چهارشنبه چهارم مرداد 1391 ] [ 11:41 ] [ جوادی گله ]

[ ]

یعنی خلاقیت مغز ایرانی تو ستون فقراتم


برچسب‌ها: بامزه, عمومی

[ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 ] [ 0:14 ] [ جوادی گله ]

[ ]



برچسب‌ها: بامزه, عمومی

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 8:43 ] [ جوادی گله ]

[ ]

من آمدم

به پایان آمد روزای خدمت وشروع شد زندگی جدید.

یاعلی گفتیم و عشق با قسط آغاز شد.


J : F


برچسب‌ها: از خدمت

[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 8:43 ] [ جوادی گله ]

[ ]

مرخصی

پایان چهارمین مرخصی دوران خدمت 92/11/28 ان شالله 93/2/18 پایان خدمت نبود 80 روز دیگه؟؟؟؟؟؟

میرفت نهفته بر سر بام                       نظاره کنان ز صبح تا شام

تا مجنون را چگونه بیند                        با او نفسی کجا نشیند

او را به کدام دل بجوید                          با او غم دل چگونه گوید

  از بیم رغیب و ترس بدخواه                   پوشیده به نیمه شب زدی آه

چون شمع به زهر خنده می زیست      شیرین خندید و تلخ بگریست

گل را به سرشک می خراشید              از چوب حریف می تراشید

شب گیر که چرخ لاجوردی                   آراست کبودی به زردی

خندیدن آن چنان گل زرد                      آفاق به رنگ سرخ گلگرد

                                                                        (لیلی ومجنون )


برچسب‌ها: از خدمت, شخصی

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ] [ 8:54 ] [ جوادی گله ]

[ ]

قدیما میگفتن دختر اگه بتونه پوست پرتغالو سالم دربیاره واسش شوهر پیدا میشه...

 

 

دخترای عزیز متاسفانه باید بگم

اگه همین حرکتو با نارنگی هم انجام بدید فایده نداری

لامصب شوهر پیدا نمیشه...:-) هههه


برچسب‌ها: بامزه, عمومی

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 ] [ 9:1 ] [ جوادی گله ]

[ ]

من

من

جواد حیدری

به معجزه اعتقاد دارم

حالا هر کی هرچی میخاد بگه...

در ضمن ببخشید هیچوقت نظرهاتون رو تایید نمیکنم


برچسب‌ها: شخصی

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 23:13 ] [ جوادی گله ]

[ ]

ولنتاین

کارشناس آمار کشور نظر به اینکه ولنتاین امسال با شب جمعه تداخل پیدا کرده پیش بینی کرده که آمار متولدین نوزاد در آبان سال آینده تاپنجاه درصد نبست به امسال افزایش خواهد داشت


برچسب‌ها: بامزه, عمومی

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 21:56 ] [ جوادی گله ]

[ ]

شب نشینی

سر شب بود.آقای عشقی اومد.نه اینکه خودش عشقی باشه نه عشق همه هست اما عشقش هیچکس نیس.دایمه.تنها یادگاره باقیمانده از تبار نسل اول قانون.البته با تنها دختر و دامادش

یه کم گذشت.زن دایی ببخشید زن مرحوم دایی نعمت.با دخترش اومد.به ظاهر زنه.اما مردا باید بهش دست خوش بگن.

تازه عروس داماد از راه رسیدن.رو لبشون خنده بود.یه بنده خدا میگفت خنده های بی معنی میکنن.خوب که نگاه کردم دیدم خنده هاشون واسه ما بی معنیه اما تو خودشون نهایت ارتباطه یا همون قریضه.پسر دایی بزرگمه.

لیلا اومد.البته با دخترش.افراطی اما تفریطی.خیلی وقتا خجالتی که بخاطر رضا کشیده رو دیدم اما دمش گرم.

وضع خوبه ی فامیل از راه رسید و طبق معمول دنبال یه جای پارک خوب واسه ماشینش بود.البته از اونایی که خدا گر ببندد ز حکمت دری ز رحمت شاید در دیگری.با خانومش و عروسش.

مظلوم ترین دختر دایی س با شوهرش اومد.تا حالا نشده ببینم داره از دنیا یا کسی گلایه میکنه.اخلاقشو دوس دارم.به قول بلوچا اخلاقش مردومداریه.

زن حاج عبدالله(مرحوم خیرالله قانون) با دو تا دست گلش اومدن.دوتا از اونایی که رفیق منن

مسلم اومد.به قول خانومش آقققققققا مسلم امدن.هیچی نیگم ازش چون غیبت خوب نیس

حسن اومد.خداییش مرد خوبیه و اهل کار فقط عیبش اینه دل به کار نمیده و موقع شکار دسشوییش میگیره تو لحظه حساس با گل های قالی بازی میکنه و هواسش به خانومش نیس.

دایی دختر اومد.البته باید بگم مهدی اومد.یکی از اوناییه که خارشد رفت تو چشمه هرچی دشمن و تنها کسی که از فامیل به وبلاگم سر زده سر میزده..یه دعا؟سال دگر بچه بغل ایشالله.هه هه

به مرضی اس دادم گفتم کوجایی؟اولش گفت مهمون دارم.مهمونش که رفت دیدم نیومد.سهمشو براش کنار گزاشتم.

مجید تیرونی اومد.دمش گرم آدم خوش روییه.باورتون نمیشه تا حالا سر زنش داد نزده.نه این که خوش اخلاق باشه هااا.بنده خدا اگه حانومش فوتش کنه می افته.

رحمان و مجید هم نیومدن.نمیدونم چرااااااااااااااااااااااا.هر دلیلی میتونه داشته باشه.طافته جدا بافته.

علی اومد.سومین و آخرین رفیق من تو این دنیا.

با این حساب کل فامیل تکلیفشون مشخص شد.

البته داداشی هم نبود.

خوب همه تخمه خوردن.البته این گوشی ها هم شده درد سر.همه رفتم خریدن هی پوزشو بهم میدن.اونوقت من تبلتم رو خجالت میکشم بردارم دنبالم نمیدونم چرا وقتی میدونن آندروید کرم داره بازم دنبالشون میبرنش.

شام خوردن.

میوه خوردن

طبق معمول حاااااااااااااج عباس برپا داد.

دونه دونه.نخود نخود هر که رفت به طرف خانه خود.

البته بعضیا با دمپایی قرمزا که مال تو حیاط خونشون بود اومده بودن.

جراغا خاموش.

منم که گفتم بنویسم بعد بخوابم.

به خوذم شب بخیر میگم.اووووم بوس.

امشب هم تموم شد.




برچسب‌ها: شخصی

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 1:45 ] [ جوادی گله ]

[ ]

حس پادشاهی

از رمانتیک‌ترین صحنه‌های زندگی هر آدمی اونجاییه که اولین نفر باشه که بشقاب ته‌دیگ به دستش میرسه، لامصب واسه چن ثانیه حس پادشاهی بهت دست میده


برچسب‌ها: بامزه, عمومی

[ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 ] [ 11:40 ] [ جوادی گله ]

[ ]

مکه

دل خوش از آنيم که حج ميرويم

غافل از آنيم که کج ميرويم

کعبه به ديدار خدا ميرويم

او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست

شستن غم از دل غمناک نيست

دين که به تسبيح و سر و ريش نيست

هرکه علي گفت که درويش نيست

صبح به صبح در پي مکر و فريب

شب همه شب گريه و امن يجيب



برچسب‌ها: عمومی

[ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ] [ 0:47 ] [ جوادی گله ]

[ ]

دنیا

دنیای پسرا:

 پر از پیرهن و شلوار پر از کتونی و عطر...

 پر از قرار با رفیقاشون...

 پر از تلفنای یه دقیقه ای با موضوع : چه کاره ای داداش؟ بریم بچرخیم؟

 یه یادگاری...

 حرفی در کار نیس و قولی وجود نداره

 همه تو دل خودشون میمونه....

 آهنگ گوش دادنای نصف شب تو اتوبانا...

 با ناراحتی به یه عکس نگاه کردن...

 دوش گرفتنای ۵ دقیقه ای...

  ۱۰۰۰ بار این جمله رو تکرار کردن: به ما نمیخوری آخه..

 اس ام اس دادنای شبونه: گور باباش (که کلی غم توش نشسته)

 کلمه های رمزی که فقط خودشون معنیشو میدونن

 رازایی که فقط خودشون ازش خبر دارن...

 گپای ۴  ۵ نفره دور میز با نسکافه

 یا رو تخت با قلیون...

 مسخره کردن همدیگه ...

 گاهی بحثهای جدی درباره ی آینده و کار...

 دنیای پسرا پر از پیرهنای مردونه و تنهایی و رفیقاشونه...

 پر از تلاش برای مخفی کردن غماشون...

 آره یه غم هایی هم هست که با سکوت نشون میدن...

 

 دنیای دخترا :

 

 پر از لاکای رنگارنگ...

 رژ لبای پررنگ...

 گردنبندهای طلایی...نقره ای...انگشتر و جواهر...

 پر از ست کردن تاپ و دامن...

 ساپورت و ساقای رنگی رنگی...

 پر از قرارای دخترونه...

 دورهمی...

 تلفنای دو ساعته با موضوع مخاطب خاص...

 گریه کردنای یواشکی زیر پتوهای صورتی...

 دفترچه خاطرات و عقاید...

 قول دادن به همدیگه سر فراموش کردن یه پسر...

 قول دادن به هم و اینکه فردا یه روزه جدیده...

 دوردورای پر از شیطنت و چیز خوردن توی یه کافه دنج...

 آهنگ گوش دادنای نصف شبی...

 با ناراحتی به هم زنگ زدن و چند دقیقه بعد به شوخی های هم خندیدن...

  آرایشگاه رفتنای هول هولکی...

 اس دادنای شبونه:

 -بهت زنگ زد؟  -نه    -گور باباش...

 گپای ۴  ۵ تایی دور میز و نسکافه خوردن...

 مسخره کردن همدیگه...

 کلمه های رمزی که فقط خودشون معنیشو میدونن...

 رازایی که فقط خودشون ازشون خبر دارن...

 دنیاشون پره از لباس سفید و تورای پف پقی

 و مخاطب خاصشون که شاهزاده ی سوار بر اسب سفیدشونن...

 دنیای دخترا پر از احساسات پاک و رویاهای دخترونس...



برچسب‌ها: عمومی

[ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ] [ 0:38 ] [ جوادی گله ]

[ ]

داستان کوتاه

دختر : عشقم شرط بندی کنیم؟؟؟

پسر : باشه خانومم ... بکنیم ...

دختر : تو نمی تونی24 ساعت بدون من بمونی؟ ...

پسر : می تونم ...

دختر : می بینیم .....

24 ساعت شروع میشه و پسر از سرطان عشقش و اینکه

خیلی زود قراره بمیره خبر نداشته ...

24 ساعت تموم می شه و پسر میره جلوی در خونه ی

دختر .. در می زنه ولی کسی در رو باز نمی کنه ... داخل

خونه می شه و دختر رو میبینه که روی مبل دراز کشیده

و روش یه یادداشت هست ...

یادداشت : 24 ساعت بدون من موندی ... یه عمر هم بدون

من می تونی بمونی عشق من ... دوستت دارم ....

برچسب‌ها: عمومی

[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 10:59 ] [ جوادی گله ]

[ ]

دانا

برای افراد داناهیچ بمبستی وجود ندارد چون براین باورند:

یا راهی خواهم یافت ، یا راهی خواهم ساخت.


برچسب‌ها: عمومی

[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 10:55 ] [ جوادی گله ]

[ ]

اینا حال میکنن

هاردی: میخوام ازدواج كنم
 
لورل: با كی؟
 
هاردی: معلومه دیگه، با یه زن. مگه تو كسیو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه؟
 
لورل: آره
 
هاردی: كی؟
 
لورل: خواهرم

برچسب‌ها: بامزه, عمومی

[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 10:43 ] [ جوادی گله ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،